شبانه
مرگ من سفری نیست،
هجرتی است
از وطنی که دوست نمی داشتم
به خاطر نا مردمانش
آئین مردمی
از دست
بنهاده اید؟
پر پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ماهتاب
پارو می کشند،
خوشا رها کردن و رفتن؛
خوابی دیگر
به مردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریائی دیگر!
خوشا پر کشیدن خوشا رهائی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهائی!
آه ، این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند
از شعر شبانه احمد شاملو
کتاب کوچه به کوشش احمد شاملو
-
کتاب کوچه فرهنگ نامه ای است که مرحوم آحمد شاملو با همکاری همسرش ایدا
سرکیسیان تدوین کرده است. پانزده جلد آن توسط انتشارات مازیار به چاپ رسیده
است. من از ...
۲ ساعت قبل
۳ نظر:
زیبا بود
این شعر برای دلتنگی پرنده فقیدتان بود یا برای دوری از وطن عزیزتان ؟
اعیاد گذشته بر شما مبارک ..
سلامت باشید .
جالب است.
ارسال یک نظر