

کوچه ای هست که قلب من آن را // از محلههای کودکی ام دزديده است
حتما بارها برایتان پیش آمده که بدون انکه علتش را بدانید ترانه ایی وجودتان را تسخیر میکند خواسته و ناخواسته یکریز آنرا زیر لب زمزمه میکنید و هر کاری میکنید از خود دورش بکنید نمیتوانید گویی چون کنه ایی به جانتان چسبیده , چند روزی بود که خود دچار یکی از آنها شده بودم اما دلیلش را میدانستم. یاد خواهر مرحوم و روانشادم افتاده بودم که پارسال چنین زمانی هنوز ترکمان نکرده بود که همین افکار مرا برد به گردش تفریحی در یکروز بهاری که با او وخواهر دیگرم و برادربزرگم و دوستی داشتیم . یادش بخیر دهه هفتاد دقیقا 75 بود که نمیدانم چه شد که تصمیم گرفتیم برویم دامنه طبیعت هر کدام جایی را گفتیم برادرم پیشنهاد کرد برویم درکه ما هیچکدام آنجا را نمیشناختیم تعریف و تمجید برادر دخیل افتاد قراری گذاشتیم و رفتیم که در اینجا منظور بیان آنروز فراموش نشدنی نیست و تنها اینرا میتوانم بگویم درکه که آنزمانها هنوز بکر و دست نخورده بود خیلی بیشتر از آنچه برادر جان گفته بود زیبا تر بود. حتی حالا بعد از سالها هنوز آن فضا ی دنج و خلوت را با صدای شر شر رودخانه اش با آوای پرندگانش و عطر سبزه ها و گیاهانش نه اینکه بیاد میاورم که حتی احساس میکنم . دوست همراه ما برای قدر دانی از دعوت ما, برای هر چه زیبا تر کردن لحظه هایمان با خود ظبط صوتی کوچکی آورده بود ,بنده خدا از آنجا که از خانواده مذهبی بود از اینور و آنور کاستهایی تهیه کرده بود که باب میل ما باشد که هنوز یکی از آنها که البوم عید آنسال بود و ترانه نوروز زنده یاد هایده و زیبا پرستی ستار از مجموعه آنرا بخاطر میاورم اما آنچه بر آنروز جذابیت خاصی داد ترانه معروف آن دوران رامایای آفریک سیمون Afric Simone - Ramaya
بود که تبدیل به مارشی برایمان شد که عده ایی از کسانی که در آن حال و حوش بودند بما ملحق شدند.این چند روزه گرفتار رامایا شده بودم گاه و بیگاه زیر لب زمزمه اش میکردم که خدا پدر یو توب را بیامرزد که شده مثل دکان عطاری هرچه میخواهی در آن پیدا میشود خلاصه بیاد آنروز و آنروزگاران خوش گذشته در آنجا گشتم تا پیدایش کردم و بارها گوش کردم در همین حین یاد ترانه گمشده دیگری که سال 77 اولین سال سربازیم تهران قشنگ آن دوران را تسخیر کرده بود و رادیو تهران هرشب از لیست ده ترانه روز پخش میکردافتادم که خوشبختانه آنرا هم پیدا کردم سوپر من با صدای سلی بی CELI BEE Superman از آنجایی که میگویند خر لنگ منتظر . . . این ترانه ها مرا بردند به آنروزگارانی که همه چیز داشتیم و براحتی یوتوب میتوانستیم این ها را تهیه کنیم همان زمانهایی که در خیابانهای شهر صفحه فروشهایی که نوار فروش شده بودند و بنا به موقعیت دکان خود و مشتریانشان جنس خودرا جور میکردند و ارایه مینمودند و برای جلب مشتری طنین آهنگهایشان از بلنگوهای کنار ویترینشان فضای محله ها را پر میکرد و همین آواهای دلنشین مردم را به زندگی کردن و لذت بردن ترغیب میکردند . در نوار فروشیهای بالای شهر که ترانه های غربی که در میان مردم به خارجی بود را میشد پیدا کرد. دراغلب این فروشگاه ها لیست تاپ تن های اروپا و آمریکا وجود داشتند که کاستهای اصلی پرشده خارج که با قیمت نازلی بفروش میرسیدند که بد نیست بگویم تنها کاست نبود که عینا با خارج بفروش میرسید بلکه از لباس تا کفش و غیره را هم میشد در فروشگاه های شهر از روی کاتولوگها و ژورنالها سفلرش داد و خیلی چیزهای دیگر .
حال یاد چند سال اول بعد از دگرگونیها میفتم که برای یافتن و خرید نوار ساده ایی باید در خیابان شاهرضا (انقلاب) از سر وصال تا میدان مجسمه را بالا پایین میکردی دستفروشی و یا بساط نوار فروشی که بساطشان پر از کپی به کپی ملودیها و آهنگهای بی کلام بود یکی از آنها را اعتمادش را جلب کنی تا نواری بخری و به خانه بیایی و با ژستی آبدوغ خیاری به اهالی منزل از فتح و فتوحت که توانسته ایی جدید ترین آلبوم فلان کسک را بدست بیاوری و هیچ چیزی برایت نا یافتنی نیست فخر بفروشی که وقتی نوار در ظبط گذاشتی و کیفیت پایین و یا تکرای بودنش که تو بهترش را خود داشته ایی و یا نا خوانی نام کاست با صدایی که از بلندگو پخش میشود, میشدند سوزنی که بادت را میخواباند و دلداری و استمالت اهل بیت فدای سرت . . . ایکاش تنها در نوار و ترانه خلاصه یا تمام میشد که این حکایت و احساس فتح و فتوحی ادامه پیدا میکرد از لباس و عطر و شامپومارک دار تا عرق دست ساز آبراهام و وارطان که جانشین جانی والکر چاپ سیاه تا برنج دمسیاه دودی که نه دمی داشت و نه دودی الا اخر که اگر از دم غنمتیان بودی دلخوش فتحیاتت میشدی اندوه روزگاران نادیده میگرفتی وگرنه میگفتی دنبال دگرگونی بودی برای این که آنچه را داشتی آنهم بوفور با این ذلت بدست آری ؟ ولی امروز غمگین و شرمسار که میبینی چنین مفت و رایگان فرزندان خانه پدریت نفله میگردند برای کسب لااقل نیمی ,آری نیمی از آنچه تو داشتی و قدرش ندانستی.
پینوشت ها : میدانم برای دوستان داخل یوتوب فیلتر است و منهم متاسفانه طریقه دیگری برای این دو ترانه بلد نیستم اگر دوستانی که راه های دیگری را بلدند این آهنگها را بتوان شنید بگویند من در اینجا قرار خواهم داد.
با سپاس از هم محلی گرامیم بی تا خانم صاحب وبلاگ سالهای عمر آدرس بدون فیلتر ترانه های فوق را اعلام نموده اند.
http://www.mp3raid.com/search/download-mp3/5676286/disco_celi_bee_superman.html CELI BEE
Afric Simone - Ramaya
http://artists.letssingit.com/afric-simone-lyrics-ramaya-1nswk51
گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم
زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
حافظ
22 بهمن دیگری در راه است و بسان رسم هرساله همه چه آنهایی که مانند من وهم نسلهایم که شاهدش بودیم و چه آنها نبودند و تمام اطلاعاتشان از اینجا و آنجاست و باز چه آنهایی که خرسندند و چه آنهایی که ناراضی و و و . . . بهانه ایست عقده گشایی کنند و گریزی بزنند و آنچه دیده اند و شنیده اند و آنچه نصیبشان شده و یا از دست داده اند را به اطلاع دیگران برسانند. همانگونه که گفتم من شاهدی از میلیونها شهودی میباشم و اغراق و غلو نیست که بگویم شاید از جمله کسانی که بنوعی به انفلاب نزدیکتر و از آغاز همراهش بودم, که این برمیگردد به همزمانی آن با خدمت سربازی من در شهربانی (کلانتری) درست چهلمین روز اضافه خدمتم مصادف شد با 21 بهمن که کلانتری ما به آتش کشیده شد که با رگبار اسلحه های انقلابیون کم مانده بود که آنشب بجای اینکه پایان خدمتم گردد پایان حیاتم شود . از آنسال آنروز را تولد دوباره خود میدانم که پارسال در مطلبی تحت عنوان 22 بهمن یا تولد دیگر من در امیریه حکایت آنشب را بتفصیل شرح داده ام که اگر مایل باشید میتوانید در اینجا بخوانید . باری اوایل در میهن و حال ربع قرنی در هجرت و دوری از یار و دیار و. . . این روز تولد دوباره را بجای جشن و پایکوبی هر سال بیشتر از سال پیش به ماتم دوری از خانه پدری و آرزوهای از دست رفته میشینم .
پینوشت:
برای اطلاع دوست گرامی رهگذر(دریاچه ی سکوت ) خبر داده اند که برای دسترسی به امیریه و آرشیو آن میتوانید از اینجا فیلتر شکنهای جدید را دریافت کنید : http://mili100.blogsky.com